سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

164

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

برگشت و گفت : « مادرم فرمود : آن را براى خريد آرد نگهداشته‌ام ! » فرمود : « برو و بگير و بياور ! » رفت و برگشت در حالى كه درهم را به همراه داشت ، على ( ع ) آن را به سائل داد و فرمود : « ايمان بنده‌اى باوركردنى نيست مگر اين كه آنچه را به دست خدا مىسپارد مطمئن‌تر باشد تا آنچه در دست خود دارد . » در آن ميان كه داشت سخن مىگفت ناگاه مردى رسيد كه شترى را مىفروخت ، على ( ع ) آن را به صد درهم خريد سپس به دويست درهم فروخت و صد درهم آن را به پسرش داد و گفت : « آن را نزد مادرت ببر و بگو : اين همان وعده‌اى است كه خدا به زبان پيامبرش از قول پروردگار سبحان مىفرمايد : « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها » « 1 » . ( 1 ) ابو اراكه مىگويد : على ( ع ) روز عيد تا مصلاى نماز پياده مىرفت و سوار نمىشد . قرشى از قول قاسم به نقل از ابن خطاب و او از نمرى از عمرو بن يحيى به نقل از صعصعة بن صوحان نقل كرده ، مىگويد : به مغيرة بن شعبه رسيدم ، پرسيد : از كجا مىآيى ؟ جواب دادم : از نزد آن ولىّ پرهيزگار ، بخشندهء زندهء بردبار ، با وفاى بزرگوار ، آن عارفى كه با شمشيرش ( اسلام را ) پاسدارى كرد ، آنچه در دستش بود به ديگران مىبخشيد ، برافروخته آتش ، پربذل و بخشش ، كسى كه از نسل بزرگان بزرگوار ، شيران نستوه است نه از واماندگان و نه از كم‌سودان ، نه در كار و گفتارش خطا و سستى است ، نه در عقل و درايتش ضعفى است ، و نه زبان و بيانش ناخالص است ، پسرانش بزرگوارند ، پدرانش والامقامند ، نتيجهء آزمونش نيكو و نور و روشناييش نافذ است ، آزموده‌اى مشهور و دلاورى نامدار است ، پارساى در دنيا و مشتاق آخرت ، مغيرة بن شعبه گفت : اينها اوصاف امير المؤمنين على ( ع ) است . ( 2 ) جدّم ابو الفرج به نقل از ابو بكر بن حبيب صوفى و او از ابو سعد بن ابى صادق و او از قول عبد اللّه بن بالويه شيرازى ، از عبد اللّه بن فهد به نقل از فهد بن ابراهيم سباحى از زكريّا بن دينار و او از عباس بن به كار از قول عبد الواحد بن عمرو اسدى به نقل از محمد بن سائب كلبى از ابو صالح مىگويد ضرار بن ضمره بر معاويه وارد شد ، معاويه گفت : ضرار ! على را براى

--> ( 1 ) انعام ( 6 ) آيهء 160 : هر كس كار نيكى [ بكند ] ده برابر آن پاداش خواهد داشت .